واژه ها، جاها، مثَل ها، باورها و خاطره ها

دِم تُولّه

28 اسفند 1395 ساعت 23:46

دِم تُولّه



به نام خدا. دِم توله یعنی همین تصویر قوق. هر کجا گوریله او هم به او پیچ و پیچکه. این اصطلاحی ست در دارابکلا که حاکی از دو مفهوم مثبت و منفی ست. مثبت آن این است که آنقدر بچه ها به مادر وابسته اند، که هر کجا مادر قدم می گذارد، می نشیند، مطالعه می کند، گعده راه می اندازد و حتی دَرزن تا می کشد! او دنبالش می دوَد و لحظه ای خودش را از مهرش جدا نمی کند.


اما منفی اش این است: مادر در عروسی دعوته، ولی دم توله می آورد. مسجد مراسم زنانه است، دم توله همراهشه. خواستگاری خصوصی شکل گرفته، دم توله کنارشه.


جلسه ی سیاسی ست، دم توله کمربندش را ول نمی کند.


رفت سر مغازه ی پوشاک، پوشک بخرد، باز نیز دم توله پیششه.


می خواهد نسیه بگذارد، دم توله لو می دهد.


می خواهد یک رمز و رازی و حتی یک خبر داغ غیبت و تهمتی به طرف خطابش در نشست های دور همی های همه روزه، منتقل کنه، دم توله مگه می ذاره.


عین این گوریل در تصویر، که دم توله کولشه، اونا یعنی دم توله ها هم همینطور گیر می کنن به چادر مادرشان مثل تلی مسّک و یا کمربند پدرشان عین چسب بختک. دم توله ها در همه ی مراسم و محافل حتی خصوصی و محدود، پیشتاز می شین و غذا و میوه را کم می آوردند.


وقتی یک نفر دعوت شدی به عروسی و عزا، خُب چرا دم توله می بری همراه !؟ نه یکی و دو تا، حتی چند تا!؟ اینه لُغت دم توله ها در دارابکلا.

(دامنه دارابکلا)

برچسب‌ها: واژه ها، مثَل ها
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نظر شما
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد