واژه ها، جاها، مثَل ها، باورها و خاطره ها

اسم ها در گویش دارابکلایی ها

8 شهریور 1396 ساعت 09:46

اسم ها در گویش دارابکلایی ها


آهنگرمحلۀ دارابکلا. عصر 13 دی 1395 ارسالی جناب یک دوست

آهنگرمحلۀ دارابکلا. عصر روز 13 دی 1395. ارسالی جناب یک دوست


به نام خدا. فرهنگ لغت دارابکلا. بسیاری از واژه ها خصوصاً اسم های افراد و اشیاء در گویش دارابکلایی ها می شکَند (=زیر و رو می شود). یا اساساً لغت دگرگون می شود. یا بخشی از مصوَّت جابجا می شود و یا حروف کم و اضافه می گردد.

گرچه این عمل در همه ی لهجه های ایرانی معمول است اما در دارابکلا به نظر می رسید کمی بیشتر به چشم می آید؛ تا حدّی که می توان گفت در از پاره ای از واژه ها و نام ها، به عمد و قصد آن را می شکنند تا تصغیر یا طعنه و کنایه و یا متلک و لُغز و یا وجه تمسّخُری جِلوۀ بیشتری داشته باشد. البته این قاعده تعمیم ندارد، خصوصاً روی نام های مقدّس و اسامی مبارک و محترم پیامبران و امامان _علیهم السّلام_ که مردم به آن ایمان و اعتقاد راسخی دارند.

من به عنوان نمونه به تعدادی از این نام ها و واژگانی که اشاره می کنم:

مصطفی = مُصفا. مَصپا

خدیجه = خجّه. خدیج. خجیجه

ابراهیم = اِوریم. اورین. آبرام

علی اکبر = عَی لَکبِر

حسیَن = حوسِن

اسماعیل = اِسمِل. امِل

حیدر = حِدر

سید صادق = سی صادخ

طاهره = طایره

محمدحسین = ممدوسن

اصغَر = اصخِر

اسدالله = اَسّولّا

ماهی تابه = لاغالی. لُقولی

سوسمار = مَرماشکل (مَر مونا شکل) یعنی شبیه مار

خوک: خی

قورباغه = وگ

موش خانگی = گَل

موش وحشی = اَشنیک

برو = رد بَوُوش

هنوز = حَن تا

خرمالو = خاروندی

دوباره = دِقَضی

کج و کوله = ول ویلانگ

جُغد = پیتکالِه

شُل = لِخ لِخی

صدا = ونگ و وا

هیزم = هیمه

چوب = چو

خُمار = خوتوکِن

جوجه تیغی = تَشی

مشت = گالمیس

زنبور = زیزم

لانه = کالی

گندم = گندِم

بگذرم = خابور (امری). خانِبُورِم (خبری)

برچسب‌ها: واژه ها
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نظر شما
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد