ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
27 | 28 | 29 | 30 |
هَطّی کردن
به قلم دامنه. به نام خدا. فرهنگ لغت دارابکلا. قسمت 194. هَطّی. برخی از لغات در گویش دارابکلایی ها ریشه ایی عربی دارد و با آن زبان مشترک است. یکی همین «هَطّی» ست. هَطی یا اَطّی، 1- هم به صورتِ صوتی، بیان می شود. 2- هم به حالت حرکتی. یعنی توأمان انجام می گیرد که مثلاً با این حالات بیننده را متعجب سازد یا کودکی را بخنداند. 3- هم به صورت سرَک کشیدن از لای دیوار، شکاف درخت و از میان سر و کلّۀ جمعیت است تا خودی نشان دهد. و 4- و یا خدای ناکرده نگاه های حرام یواشکی ست که اشکال شرعی دارد و بلکه در جاهایی که نوامیس باشد، حُرمت و گناه می آورد.
این حالات چندگانه نگاهکردن را دارابکلایی ها می گویند: هطّی. در عکس دختر افغانی بُرقع برداشتۀ سمت راست تصویر در زیر (که 30 دی 96 در این پست اینجا گذاشته بودم)، و نگاه یواشکیِ _شاید حُرمت دار_ آن مرد، در یک حریم محصور شده _شاید استخر_ در تصویر چپ، به نوعی هطی کردن را نشان داده ام، تا مطلب دقیقاً برای خوانندگان بیرونِ از دارابکلا نیز جا بیفتد.