فرهنگ لغت داراب‌کلا

واژه‌ها، جاها، مثَل‌ها، باورها، خاطره‌ها، بازی‌ها ( توسط: ابراهیم طالبی دارابی دامنه )

فرهنگ لغت داراب‌کلا

واژه‌ها، جاها، مثَل‌ها، باورها، خاطره‌ها، بازی‌ها ( توسط: ابراهیم طالبی دارابی دامنه )

سرکاتی

سرکاتی


به نام خدا. عکسی که می بینید، حمل اثاثیۀ عروس در یک عروسی سنتی مازندران توسط زنان است. سرکاتی یک لُغتِ قدیمی دارابکلایی هاست که اشاره دارد به پارچه ای قطور گردکرده به دور هم، که زنان روی سر می گذاشتند و با آن اثاث منزل، هیزم، غوراَفتو (ظرف مِسّی آب)، جاجیم، کیسۀ قند، سبد کالا و علی الخصوص بُقچه ی پارچه ای حموم و سایر اشیاء ی عتیقه و غیرعتیقه و نیز توتون و پنبه و آغوز و کاندس و خریدهای شهر را حمل می کردند بی آن که حتی یک بار هم بر زمین بیفتد و یا حتی با دست آن را داشته باشند.

در این میان برخی زنان و مادران بسیار مهارت داشتند و خیلی متعادل آن را حمل می کردند. و حتی کلّه ی شان آنقدر زور داست می گفتند سرکاتی هم نمی خواد؛ کاری بسیار مهم که اساسا" مردان چه با سرکاتی و چه بی سرکاتی از آن بسی عاجزند.

از مهمترین این صحنه ها در دارابکلا که با سرکاتی اثاث و اشیاء و کالاها را حمل می کردند یکی اثاثیه ی ظریف و قیمتی و چینی و شکستنی جهیزیه ی عروس بود که زنان در عصر عروس یار در داخل سینی آن را به منزل داماد حمل می کردند. و دیگری آب آوردن دختران از قنات پشون بود که من داستان جذبه دار و عشقی  آن را در لغت قنات پشون در پست های گذشته آورده بودم.


البته زنان و دختران الآن دارابکلا، اساسا" به این سرکاتی ها بسیار آلرژی و حساسیت دارند و اصلا" سراغ آن نمی روند چون سر را برای تفکر و اندیشیدن و هویت می خواهند نه برای بار و مار و کار. نیز برخی از زنان اساسا" از همان سال های دور تا الآن هنوز هم بلد نیستند حتی یک بقچه ی نرم لباس را با سرکاتی حمل کنند. چون کلا" این دسته هی تپُق می آرند.


اینم نوعی عجیب از حمل بار که نوعی سرکاتی ست!